قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

436

درة التاج ( فارسى )

لكنه حيوان ، فليس بشجر . - او لكنه شجر ، - فليس به حيوان . از براى آنك : جون حكم كنند بعدم اجتماع دو قضيه - و صدق يكى از آن دو بدانند ، كذب آن ديگر متعين « 1 » شوذ . و الا معا صادق بوذه باشذ . و اگر مانعه الجمع باشذ بمعنى اخصّ . - استثناء نقيض منتج نقيض باشد ، و مفيد نباشذ لما مرّ و جون اين منفصلات سه كانه را موجبه جزوىّ گيرند يا سالبه - هر جگونه كى باشذ منتج نباشند - الّا بشرائطى كى حاجتى بذكر « 2 » آن نيست . و استثناء وضع و رفع جارى مجرى حدّ اوسط است - در اقترانيات بسبب تكرّر او يك بار « [ در ان حال كى جزو شرطيه است ، و ديگر ] » در آن حال كى مستثنى است . مقالت ششم از فن اول در منطق در توابع اقيسه و لواحق آن و آن مشتملست بر ده تعليم : تعليم اوّل در قياس مركب . تعليم دوّم در قياس خلف . تعليم سيم در قياس مقسم . تعليم جهارم در تكثير قياس . تعليم بنجم در قياس ضمير . تعليم ششم در قياس عكس . تعليم هفتم در قياس دور . تعليم هشتم در استقرار « 3 » نتايج و نتايج صادقه از مقدّمات كاذبه . تعليم نهم در اكتساب قياس . تعليم دهم در تحليل قياس .

--> ( 1 ) - متغير - م . ( 2 ) - حاجت تذكر - م . ( 3 ) - تكرار او و يك بار - اصل - تكرار و تكيار - ه . - اسفرار - اصل - استقراض - نسخه